السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
399
جواهر البلاغة ( فارسى )
الإبانة و الإفصاح كقوله تعالى : « خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ » « 1 » فهذه الآية القصيرة جمعت مكارم الأخلاق بأسرها بحث اول دربارهء ايجاز و اقسام آن است ايجاز ، قرار دادن معانى بسيار ، در الفاظى است كه از آن معانى كمتر است در حالى كه آن عبارت ، به روشنى و وضوح ، مقصود را برساند . مانند سخن خداى برين : « خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ . . . » ( اى رسول ) شيوه عفو و بخشش پيشه كن و به نيكوكارى فرمان بده و از مردم نادان ، روى بگردان . اين آيهء كوتاه ، همهء ارزشهاى اخلاقى را در خود گرد آورده است . « 2 » و كقوله تعالى : « أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ » و كقوله عليه الصلاة و السّلام : « إنّما الأعمال بالنّيات » . و مانند سخن خداى برين : « أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ » « 3 » آگاه باشيد كه آفرينش و فرماندهى و تدبير ، ويژهء اوست . و مانند سخن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « إنّما الأعمال بالنيّات » « 4 » تنها ارزش كارها به نيتهاست .
--> ( 1 ) . اعراف ، 199 . ( 2 ) . در ايجاز ، بايد لفظ ، از آنچه عادتا آورده مىشود ، كمتر باشد به علاوه ، مراد را بفهماند و اگر نفهماند ، اين ايجاز ، اخلال و حذف ناشايست است و چنين سخنى صحيح و پذيرفته نيست مانند سخن عروة بن الورد : عجبت لهم إذ يقتلون نفوسهم * و مقتلهم عند الوغى كان أعذارا از آنان در شگفتم چون يكديگر را مىكشند و در هنگام جنگ ، رزمشان بهانهجويى است - شاعر ، مىخواهد بگويد : آنان در هنگام صلح يكديگر را مىكشند ، ليكن روند سخن او بر اين مطلب ، دلالت ندارد . و مثل همين شعر است سخن برخى از عرب در نثر : « فإنّ المعروف إذا زجا كان افضل منه إذا و فرّ و أبطأ » بخشش اگر سريع باشد از بخشش فراوان و كند ، بهتر است . گوينده مىخواسته بگويد : اگر كم باشد و سريع ، بهتر است ليكن سخن او اين را نمىفهماند . و بدان كه متعارف ميانگين بلغاء كسانى هستند كه به درجه بليغان سرآمد نرسيدهاند . و تا مرتبه تودههاى عوام بىسواد ، فرود نيامدهاند . بنابراين ، مساوات ، معيارى است كه هركدام از اطناب و ايجاز با آن سنجيده مىشود . « ابانه » : جداكردن ، آشكار ساختن . « افصاح » : روشنكردن ، بيانكردن ، نيكو تكلمكردن . ( 3 ) . اعراف ، 54 . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 111 .